![]()
پدیده اول: تغییر انتظارات جامعه
یکی از پدیدههایی که در آینده شاهد پررنگ تر شدن آن خواهیم بود، افزایش آگاهی و اطلاعات مردم و در نتیجه، تغییر در خواستها و انتظارات آنها در حوزه های مختلف میباشد. این انتظارات به طور عمومی شامل موارد زیر میباشند:
-
توجه به شکاف طبقاتی
-
ترویج عدالت
-
تلاش برای آرامش جامعه
-
ارتباط بیشتر دانشگاهها با صنعت
-
تعالی حقوق شهروندی
در حوزه سلامت نیزآگاهی روزافزون جوامع نسبت به موضوعات بهداشتی و تندرستی و هزینه های فزایندهای که استفاده این دسته از خدمات بهداشتی درمانی برای مصرف کنندگان به همراه دارد، باعث بروز یک جنبش فعّال و در حال رشد در میان متقاضیان خدمات بهداشتی درمانی گردیده و تحقیقات بیانگر افزایش آگاهی بیماران در مورد حقوق خود میباشد. عواملي كه در افزايش انتظارات مـردم از تـأمين حقـوق خـود بـه عنـوان مددجو / بيمار، نقش اساسي دارند نیز شامل موارد زیر می باشند:
-
افزايش سطح تحصيلات
-
افزايش آگاهي عمومي از فوايد و خطـرات پيـشرفت تكنولـوژي پزشكي
-
افزايش مشتري محوري
-
گرایش به افزایش کیفیت خدمات
-
وجود نظام سلامت یکپارچه
-
افزایش دسترسی به خدمات نظام سلامت
با توجه به تغییر سطح انتظارات جامعه، مسئولیت دانشگاهها و آموزش عالی در قبال جامعه نیز افزایش مییابد. یکی از رویکردهای فلسفه ای آموزش عالی، دیدگاه پاسخگویی اجتماعی است که تمرکز آن بیشتر بر مسئولیت پذیری دانشگاهها در خدمت به جامعه است. در این رویکرد دانشگاهها و دانشکده های پزشکی به عنوان نهاد اجتماعی با دیدگاه پاسخگویی به نیازها و انتظارات جامعه جزء جدا نشدنی از فلسفه وجودی آموزش عالی هستند. پاسخ گویی اجتماعی، تعهد در قبال هدایت، آموزش و پژوهش و ارائه خدمات بهداشتی درمانی بر اساس اولویت نیازهای سلامتی جامعه است.
با افزایش نقش دانشگاهها برای تحقق رسالتها و کارکردهایی که جامعه از این نهاد انتظار دارد می بایست از حداکثر توان و ظرفیت آنها استفاده کرد. در شرایط فعلی می توان مهمترین چالشهای پیش روی آموزش عالی را، فرایند مداوم بهسازی و بازسازی ساختارها، برنامهها و توانمندسازی نیروی انسانی، شکاف میان انتظارات اجتماعی و دستاوردهای آموزشی، خطمشی های تولید علم و به کارگیری علم در جامعه و عدم تناسب برنامه ها و الگوهای توسعهای، عدم تناسب تخصصی دانش آموختگان با صنعت و نیازهای جامعه، سازگاری قابلیتها و ظرفیتهای کارکردی با تغییرات عظیم و سریع محیطی دانست.
ازآنجاکه دانشگاه در بستر تغییرات اجتماعی عمل می کند، باید بصورت مستمر خود را با این تغییرات سازگار سازد. برای تحقق این امر، باتوجه به شکاف موجود بین آموزش عالی و نیازهای اجتماعی و لزوم پاسخگویی به تقاضای فشرده اجتماعی، بخش آموزش عالی نیازمند به الگوی کارآمد ظرفیت سازی، برای پاسخگویی به این انتظارات است.
سه زمینه اصلی ظرفیتهای فردی، سازمانی و محیطی در بخش آموزش عالی جهت پاسخگویی به انتظارات جامعه وجود دارد که در ادامه به توضیح آنها می پردازیم.
ظرفیت های فردی
سه عامل مؤثر برای ظرفیت سازی فردی بخش آموزش عالی وجود دارد که عبارتند از: توسعه دانش فردی، توسعه مهارتها و توسعه شایستگیها. اگر فردی دانش و توانمندی انجام کاری را داشته باشد، به موفقیت دست خواهد یافت. حل مشکلات و رسیدن به موفقیت در هر صورت نیازمند دانش و اطلاعات است و سواد اطلاعاتی راه رسیدن به این دانش است. دانش بخش کوچکی از شایستگی افراد است و عوامل دیگری چون شخصیت، انگیزه، نگرش و مهارت در ایجاد شایستگیهای فردی بسیار کلیدی هستند. شایستگی نیز مجموعه ای از رفتار، مهارت، دانش، نگرش و ویژگیهای شخصیتی است که بیشترین ارتباط را با عملکرد موفقیت آمیز دارد؛ و به تعالی خدمتدهی منجر شده و به فرد برای انجام موفق شغل و دستیابی به نتایج سازمانی مطلوب کمک می کند. هدف عمده یک دانشگاه، توسعه توانمندیها در قالب ارتقای ظرفیتها و مهارتهای ذهنی، ارزشها، نگرشها، علایق، عادات و سلامت روانی است.
ظرفیتهای سازمانی
ظرفیتهای سازمانی به عنوان دومین زمینه اصلی در جریان پاسخگویی به انتظارات جامعه مورد بحث است. در این سطح، پنج عامل مؤثر برای ظرفیت سازی سازمانی در بخش آموزش عالی وجود دارد که این عوامل شامل توسعه راهبردی، ساختاری، سیستمها و فرآیندها، فرهنگی، منابع و زیرساختها می باشند.
توسعه ظرفیت، نیازمند تغییر در عوامل سازمانی است و تأ کید بر موضوعهای درون سازمانی مانند رهبری سازمان، فرهنگ، راهبرد، سیستمها، ساختار و منابع دارد. بنابراین توسعه ظرفیت سازمانی نیازمند بسترسازی ساختاری است که از الگویی پویا پیروی کند و فراهم سازی این شرایط با قابلیتهای سازمانی امکانپذیر است. ظرفیت سازمانی عبارت است از توان بالقوه هر سازمان در به کارگیری موفقیت آمیز مهارتها و منابع سازمانی برای دستیابی به هدفهای سازمان و برآورده کردن انتظارات مشتریان. ظرفیت سازمانی شامل فعالیتها، فرایندها و ساختارهایی است که از طریق آنها، اقدامات جمعی اتفاق می افتد.
ظرفیتهای محیطی
یکی از زمینههای اصلی و تأثیرگذاری که در جریان پاسخگویی به انتظارات جامعه وجود دارد ظرفیتهای محیطی میباشد. به این ترتیب چهار عامل مؤثر برای ظرفیتسازی محیطی در بخش آموزش عالی وجود دارد که شامل توسعه قانونی ـ سیاسی، اجتماعی ـ فرهنگی، تعامل با صنعت و ذینفعان میباشند. ظرفیت سازی در سطح محیطی به محیط و شرایط لازم برای نشان دادن ظرفیت در سطوح فردی و سازمانی اشاره دارد. این امر شامل سیستمها و چارچوبهای لازم برای شکلگیری/ اجرای سیاستها و استراتژیهای فراتر از یک سازمان مجزاست.
به اعتقاد پیترز (1996) بخش مهمی از ظرفیت سازی در تعاملات نهفته است. تعامل بخش آموزش عالی با محیط نزدیک، دور و منطقه ای، به عنوان عاملی در ارتقای ظرفیت محیطی تلقی می شود.
استراتژی ها و پیشنهادات آموزش علوم پزشکی برای مواجهه با تغییر انتظارات جامعه
پیشنهادهای زیر برای توسعه ظرفیتهای فردی، سازمانی و محیطی در نظام آموزش عالی ارائه می شود:
حوزه ظرفیت سازی فردی
-
کاربردی سازی دانش تولید شده و تربیت نیروی انسانی با توجه به نیاز روز جامعه در جهت پاسخگویی
-
به رسمیت شناختن و ایجاد ظرفیت استانداردهای حرفهای، اخلاقی و آزادی علمی و سایر اصول حرفهای در برنامهها و فرایندهای آموزشی، پژوهشی و خدماتی بخش آموزش عالی
حوزه ظرفیت سازی سازمانی
-
بازنگری مستمر برنامههای توسعه ای، اصلاح و بهبود کارکردهای دانشگاهی براساس مقتضیات محیطی
-
تغییرات ساختاری و عدم مداخله مستقیم دولت و به رسمیت شناختن استقلال و حق اختیار در دانشگاهها و مؤسسههای آموزش عالی متناسب با رسالت، مأموریت، چشم اندازها و اهداف
-
توسعه فرهنگ پاسخگویی و ایجاد شناخت و باور عمیق به اهمیت و تأثیرگذاری پاسخگویی در موفقیت و تعالی آموزش عالی به عنوان یک سیاست و راهبرد مؤثر
-
مدیریت در توسعه ظرفیتهای دانشگاه و منابع مالی و برخورداری از رویکرد سیستمی و اعتقاد به توسعه و برنامه ریزی دانشگاهی
-
استقرار نظام و زیرساخت لازم برای تنوع بخشی به منابع درآمدی، فناوریهای ارتباطات و اطلاعات و نظامهای هوشمند پشتیبانی از تصمیم مدیران آموزش و سایر سازوکارهای تسهیلگر و زمینه ساز پاسخگویی
حوزه ظرفیت سازی محیطی
-
نیازسنجی دقیق به منظور شناسایی موانع و محدودیتها با توجه به تحولات محیطی
-
تبیین و استقرار حاکمیت علمی برنامه های آموزش عالی در کشور و درک اهمیت جایگاه آن در پاسخگویی به نیازها و مقتضیات محیطی
-
افزایش ظرفیت کیفیت تصمیم سازی و تصمیم گیری در سطح کلان و نهادی آموزش عالی
بازاندیشی راهبردی بخش آموزش عالی در شیوه ارتباط با ذینفعان اصلی و کلیدی